:) غرغرهای یک کودک

۲۳۳ ام

چهارشنبه, ۱۲ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۱:۰۸ ب.ظ

خب یه کم حرف بزنیم ...

الان یه کوچولو با پری بحثی پیش اومد که در نهایت به قلب درد

من منجر شد چون کمی عصبی شدم.

عیدتون مبارک. 

صبح زلزله بوده کهکیلوییه یاسوج اون ورا ۵ ریشتر

عروسی دیشب خیلی خوش گذشت.فقط یه صحنه ها و یک سری

اتفاقات باعث شد اعصابم خورد بشه و حالم گرفته بشه.

 خیلی از ما ادم ها حیا رو فراموش کردیم. 

نمیفهمیم تو مراسم عروسی که عروس خانم خوشگل و ماه شده

تنها شبی که از همیشه زیباتر میشه و دلبرتر میشه، وقتش نیست

با اهنگ عروس دوماد و ببوس یالا و بالعکس ... تو جمعی که

کلی جوان و پسرمجرد ریخته ، عروس و داماد محترم  هی هم 

رو ببوسید اون وسط . میخواین ببوسید ببوسید ولی قبلش

اقایون رو بفرستین بیرون.

کلیپ کوفتی لب بوسی میزارین پسرمجرد ببینه؟ 

 کلیپ دوست داری تو عروسیت باشه بزار اشکال نداره، اما قبلش

این جماعت مرد رو بفرست بیرون.

چقدر چشم دریده شدیم ماها! 

توشب میلاد حضرت مهدی.

وای برما واقعا... 

خدایا ادم کن ما را  و به راه راست هدایت کن

اولیشم خودم.


  • ...

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی